تبلیغات
آوای سردرود
آوای سردرود

روز پنجشنبه مورخه 27/3/89  انبوهی از خانواده‌ها ، در پارك مره‌خونی در فضایی دل‌انگیز دور هم جمع شده و از این نعمت خدادادی بهره‌مند می‌شدند. جست و خیزهای كودكان و بازیهای كودكانه آنها ، پیرمردها و مادربزرگها را در حسرت بودن آنی از دوران كودكی غرق نموده بود. كه ناگهان ورق آرامش یكباره برگشت و در یك چشم به هم زدن ریزش صدای مهیب آجرهای ساختمانی در ساعات آخر شب بی‌اختیار یاد روزهای بمباران شهرها را در خاطر حاضران زنده نمود. دیری نپایید مصالح دیگر ساختمانی نیز مهیا شده و سیلی از اهالی محل كه تبحر خاصی در ساخت و سازهای غیر مجاز ساختمانی دارند ، شروع به عملیات ساختمان سازی در چند متری پارك مره‌خونی را آغاز نمودند.

جمعیت حاضر بهت زده شده و آنچه را كه می‌دیدند در باورشان نمی‌گنجید.

با حضور شهردار و مسئول خدمات شهری شهرداری اوضاع وضعیت حاد بخود گرفت و سازندگان ساختمان كه بدون مجوز قصد ساخت و ساز داشتند ، پا را فراتر گذاشته و با لحن‌های توهین‌آمیز و با داد و فریادهای بلند در حضور زنان و كودكان حاضر در پارك ، واقعاً روی آدمیت را سفید نمودند و كودكان آنچه را كه باید نمی‌دیدند و نمی‌شنیدند ، دیدند و شنیدند. با حضور اعضای شورای اسلامی شهر متخلفان دو آتشه شده و كار به جاهای باریك كشیده شد و جان اعضای شورا مورد تهدید جدی متخلفان قرار گرفت. كه با حضور بموقع پرسنل كلانتری 24 سردرود از بروز هر اتفاق و حادثه ناگوار جلوگیری بعمل آمد.  از طرف اهالی فرهیخته و با فرهنگ سردرود به این عزیزان خسته نباشید و خداقوت گفته و مراتب سپاس و قدردانی خویش را تقدیم عزیزان حاضر و شهروندان قدرشناسی می‌نماییم كه در مقابل حركات ناشایست و لحن‌های زنندة متخلفان خویشتن‌داری نشان داده و در كنار مسئولان تابع قانون بودند ، بی‌نهایت ممنون و سپاسگذاریم. تماس‌های مكرر همشهریان مبنی بر تشكر ویژه از ریاست و پرسنل خدوم كلانتری 24  در ایجاد نظم و برقراری امنیت در شب یاد شده ما را مجاب نمود تا تشكرات ویژه شهروندان عزیزمان را تقدیم این خادمان بی‌توقع بنماییم.

هرچند این قائله با جمع‌آوری مصالح ساختمانی و انتقال متخلفان به كلانتری ختم به خیر شد ، اما ذكر چند نكته جهت آگاهی عموم شهروندان ، خالی از لطف نیست ؛

1) آیا این افراد در زندگی روزمره روزهای تعطیل را روزهای كاری قرار داده و شب و روز را با هم معاوضه نمودند.

2) اهرم فشار قانون تا چه حد در این منطق حامی متخلفان بوده كه هر از راه رسیده‌ای توهین به افراد قانون و مسئولان شهری را به قول معروف نخود و كشمش دهان خود قرار می‌دهد.

3) چرا معدودی از افراد سرشناس شهرمان این متخلفان را در هر مراسمی بالانشین سفره خود قرار داده و همین افراد مزبور عاملان اصلی پخش هر شایعه‌ای در شهر می‌باشند و واقعاً جای سوال و تأمل است ؛ چرا از چنین شب
زنده داران یا به نوعی شب دزدان حمایت می‌كنند.

4) بالاخره اینكه این افراد متمركز در حاشیه شهر به قول خودشان قدرتی شده و روزهای خود را با ذكر و تسبیح سپری نموده و خود را ملك زمین جلوه می‌دهند و شب هنگام بسان اژدهایی بلعندة بیت‌المال شده و حق هر شهروند وظیفه شناس را پایمال می‌كنند.

 



ارسال در تاریخ سه شنبه 26 مرداد 1389 توسط محمد رضا دردایی
قالب وبلاگ