تبلیغات
آوای سردرود
آوای سردرود

مثل ساحل آرام باش تا همه مانند دریا بی‌قرارت باشند ، غافل از اینكه این دریای طوفان زده آنقدر به ساحل می‌كوبد تا نقشی سنگی روی آن حك نماید و خودی از خود نشان دهد.

نمی‌دانستم قلم نیزة خوبی است ، باور نمی‌كردم به هزار رنگ بنویسد و قلم دشنه‌ای باشد كه از هر تیزی برنده باشد. افسوس در قلب اكثر نگارندگان خنجری از جنس این قلم كاشته شده و بنام مدال زجر آزارشان می‌كند. بر همگان آشكار است زندگی بدون اكسیژن امكان پذیر نبوده و جامعه‌شناسان نشریات را همانند ششی می‌دانند كه جامعه با آن نفس می‌كشد. چه بسا عده‌ای همیشه در تلاشند این دم و بازدم را به هر نحوی و با هر دودی مریض و سرطانی نموده تا فكرها و خواسته‌ها و متاع خود را به دلخواه تحویل مردم دهند. كم كم به عینه می‌بینم احساس مسئولیت اندرون آدمی را پیر و برون را فرسوده می‌كند و تنها وجدان راحت و آسوده در كارنامة ممهور شده باقی می‌ماند زمانی كه اولین شماره آوای سردرود را منتشر نمودیم ، مورد تمسخر خیلی از دوستان قرار گرفتیم و با شكایت تعداد معدودی از شهروندان بالاجبار آوای سردرود را به ویژه نامه تغییر نام دادیم، آنگاه كه از كلنگ‌زنی فرهنگسرا مطلب نوشتیم و وجود اورژانس 115 را واجب‌تر از واجب ذكر نمودیم ، آنگاه كه از الحاق اراضی ملی به پارك مره‌خونی سخن گفتیم و از شروع عملیات خروجی سردرود (سه راه) مطلب به چاپ رساندیم و از شروع عملیات فاضلاب شهری تیتر زدیم ، تعدادی از دوستان با خطاب این جمله ؛ كه دروغ‌های بزرگ را در نشریات می‌نویسند ، دستمزد ما را به روز حساب نموده و حتی عده‌ایی انتشار ماهنامه را خیانت به بیت‌المال عمومی دانستند. به راستی واقعاً چنین بود ؟!! مطالبی را كه نوشته‌ بودیم اینك رنگ واقعیت به خود می‌گیرد و نوید این را می‌دهد در چند سال آینده واقعاً قیافه این شهر دگرگون شده و عملكرد منتخبان نمایان شود ، اما در این بین نه ساحل بودم نه دریا -  نه گوشم در بود و نه دروازه -  متضرر شدم نتوانستم به تكالیف مدرسه‌ای فرزندانم برسم. اما عزیزان همدل مرا با دوست عهدی و با دوستان پیمان تا پایان راه است و خاكم را با هیچ آلیاژی تركیب نیست. سنگ بودن در پی بنای فرهنگی در زیر خروارها خاك را دوست می‌دارم تا در نمای برجی بلند لوحی زرین و قابل تعویض باشم. لذا با یاری خدا با آنچه در توان دارم و آنچه از این لوح تراوش می‌كند و مداد ابتدایی‌ام می‌نویسد تا هستم از درد و كاستی جامعه و از عملكرد بحق راستان خواهم نوشت.

                                                                                                   محمدرضا دردائی



ارسال در تاریخ سه شنبه 26 مرداد 1389 توسط محمد رضا دردایی
قالب وبلاگ