تبلیغات
آوای سردرود
آوای سردرود

در شماره قبلی در خصوص توسعه پایدار شهری و شهر پایدار و اینكه شهر سردرود نیز پتانسیل‌های بالقوه و بالفعل لازم برای نیل به توسعه پایدار را دارد بحث نمودیم در این قسمت توسعه پایدار و مفهوم پایدار شهری را از دیدگاه عدالت اجتماعی و با رویكرد بر محوریت انسانی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

مفهوم «پایداری» متقاضی موازنه دقیق بین نیازهای اجباری امروز و نیازهای فردا بین انگیزه‌های خصوصی و اقدامات عمومی در تنگنای حرص و ترحم اجتماعی افراد و همدردی اجتماعی می‌باشد.

«مدل‌های پایداری» نیز نیاز به تغییر ساختار اساسی در سرمایه‌گذاری انسانی و بهره‌گیری از تكنولوژی پاك زیست محیطی و تجهیز منابع انسانی دارد ، بدانگونه كه در بستر اخلاق جدید جهانی قابل دسترسی می‌نماید كه بر همبستگی درون ملیتی و جهانی تأكید می‌ورزد.

همبستگی بین المللی از این جهت ضروری است كه نظام اقتصاد جهانی باید مانع آن شود كه سالانه پانصد میلیارد دلار بر روی ملتهای فقیر بسته شود ، زیرا كشورهای در حال توسعه مواجه با تحدیدها و نابرابری فرصت برای بهره‌گیری از تجارب نیروی انسانی و سرمایه‌ می‌باشند ، در حالیكه كشورهای توسعه یافته تنها 35 درصد از تولید ناخالص ملی خود را بجای آن پانصد میلیارد دلار پرداخت می‌كنند.

مفهوم « توسعه پایدار » را می‌توان به استمرار بخشی در رویكرد مفاهیم توسعه‌ای دانست كه در بستر منابع مالی ، طبیعی و انسانی سعی دارد تا ضمن گسترش بهبود سطح اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، توسعه پایدار انسانی را نیز ممكن ‌گرداند.

در مفهوم عام ، توسعه پایدار می‌بایستی به كمك مردم فقیر بپردازد ، زیرا اینان بدون اراده و بیش از دیگران ، به تخریب محیط زیست می‌پردازند. توسعه نبایستی كیفیت محیط زیست را پایین بیاورد و نباید بهره‌وری را در طول یك دوره طولانی كاهش دهد. همچنین توسعه می‌بایستی مسایل مهمی چون كنترل بهداشت ، فناوری مناسب ، خوداتكایی غذایی ، تأمین آب سالم و پناهگاه زیستی همراه با ابتكارات انسانی را نیز مورد توجه قرار دهد كه بر افزایش رفاه اجتماعی تأكید خاص می‌ورزد.

بنابراین توسعه پایدار انجام سرمایه‌گذاری كافی در زمینه آموزش ، بهداشت اجتماعی و انرژی است بطوریكه بدهی اجتماعی برای نسل آینده بوجود نیاورد. از این بستر توسعه پایدار تنها بر جنبه محیط زیست نظر ندارد و تمامی زمینه‌های زندگی انسان را در بر می‌گیرد كه می‌بایست در راستای تحقق آن تغییرات اساسی در سیاستهای ملی و بین‌المللی صورت گیرد.

«مدل‌های توسعه پایدار» نیز می‌بایستی بر چهار اصل بنیان یابند تا امكان رفاه و رضایت اجتماعی و بهبود زندگی جمعی امكان‌پذیر گردد :

1) مردم می‌بایست در مركز توجه قرار گیرند، حفاظت از محیط زیست جنبه‌ حیاتی دارد ولی به تنهایی هدف نیست بلكه مانند رشد اقتصادی تنها یك وسیله است.

2) مدلهای توسعه می‌بایستی بر اساس فناوری سازگار با محیط زیست باشد.

3) بایستی بر انگیزه قوی ارزش درست محیط زیست را در تمام فرایندهای تصمیم‌گیری انعكاس داد.

4) مدلهای توسعه پایدار مبتنی بر زمینه‌سازی مشاركت همگانی و التفات به وضع جامعه باشد.

عموم دیدگاههای توسعه پایدار شهری ، بر توسعه فیزیكی و كالبدی شهر تأكید دارند‌،‌ در حالیكه وجه فرهنگی و اجتماعی توسعه شهری تا حدودی ناشناخته می‌نمایاند ، ذكر این نكته نیز اساسی بنظر می‌رسد كه دو مفهوم « پایداری شهری» و «توسعه پایدار شهری» به دلیل تقارب معانی ، بجای یكدیگر بكار می‌روند ، حال آنكه پایداری مجموعه‌ای از وضعیتها را شامل می‌شود كه در بستر زمان ، استمرار دارد ، در حالیكه توسعه پایدار ، فرایندی را تداعی می‌كند كه در بستر آن پایداری می‌تواند پدیدار شود.

توسعه پایدار شهری را می‌توان بهره‌وری در استفاده از زمین و تشویق بر بهره‌گیری مجدد از ساختمانها دانست كه امكان «عدالت گستری اجتماعی» ، در بستر فضا و برابری اجتماعی را محقق گرداند و با فراهم نمودن امكانات رفاهی اجتماعی ، خدمات شهری و حقوق شهروندی ، بهبود كیفیت زیست محیطی شهری و رضایت شهروندی را ممكن گرداند پس شهرسازی بایستی «بعنوان ابزاری مؤثر برای اجرا و تحقق سیاستهای ملی و محلی فرصتهایی مطلوب را برای استفاده بهینه از منابع انرژی زمین و محیط زیست در ساختار شهری ارایه كند تا به ایجاد سكونتگاهی امكان دهد كه نه تنها زندگی مطلوب و شایسته برای نسل حاضر بلكه نسلهای آینده را نیز فراهم می‌كند بلكه پایداری كره زمین و روح انسانی را نیز تضمین می‌نمایند »

بر اساس این رویكرد در توسعه پایدار ، انسان بعنوان محور اساسی توسعه قلمداد می‌شود كه توسعه انسانی پایدار و بالندگی سرمایه اجتماعی را نیز به همراه می‌آورد.

رویكرد « توسعه انسانی پایدار » به دلایل زیر نقشی اساسی و اهمیتی فزاینده در فرایند توسعه پایدار و خاصه ، توسعه پایدار شهری می‌یابد :

الف) نقشی اساسی در رفاه و تأمین اجتماعی را به خود اختصاص می‌دهد.

ب) بر پایه فرصتهای برابر برای افراد جامعه و عدالت اجتماعی شكل می‌گیرد.

ج) به توزیع عادلانه و متساوی دستاوردهای توسعه مدد می‌رساند.

هـ ) ارتباطی بین انواع سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی ایجاد می‌كند كه امكان بهره‌مندی ازتوانمندی تكاملی نیروی انسانی را در پی دارد.

بر این اساس می‌توان همبستگی توسعه پایدار شهری مبتنی بر توسعه پایدار انسانی را با مفهوم « رفاه اجتماعی شهروندی» ، از این باب مورد تدقیق قرار داد كه همگام با توسعه پایدار شهری امكان ایجاد شرایط مطلوب زندگی شهری چنان فراهم می‌شود كه «انسان در محور این توسعه پایدار قرار می‌گیرد » و هدف ، ابزار و سرمایه آن به حساب می‌آید.

« شهر پایدار را می‌توان شهری دانست كه در آن تنوع برقرار شود و تفكیك و جدایی كالبدی وجود نداشته باشد و تمام طبقه‌های اجتماعی ، امكان بهره‌گیری از خدمات و تسهیلات رفاهی را داشته باشند. شهر پایدار در روند توسعه پایدار شهری می‌بایستی ملاحظاتی را در ساختار شهری برای گسترش رضایت اجتماعی و افزایش رفاه شهروندی فراهم كند كه بی‌شك تحقق رفاه عمومی ، بهبود سطح توسعه انسانی پایدار را نیز به همراه خواهد داشت».

در راستای تحقق توسعه پایدار شهری می‌بایست شرایطی فراهم شود تا امكان بستر سازی توسعه پایدار انسانی و بهبود رفاه اجتماعی شهروندی ، فراهم گردد كه در این بستر می‌توان به « برقراری عدالت اجتماعی» ، « طراحی اقلیمی هماهنگ با محیط زیست انسانی » ، « تقویت ساختارهای همبستگی اجتماعی همچون تعهد و مسئولیت پذیری ، تقویت بنیانهای اجتماعی و خانوادگی و احیای محیط زیست همگانی » ، ایجاد انتظام ساختاری در فضای شهری برای ادراك زیباشناختی و خوانایی شهری و بهبود بهره‌گیری از فضاهای شهری و افزایش رضایت شهروندی و یكپارچگی بخشی به ساختار بصری محیط و منظر شهری اشاره كرد.

كمیسیون جهانی محیط زیست نیز الزامات توسعه پایدار را چنین بیان می‌كند :

1-  مشاركت شهروندان در تصمیم‌گیری در بستر یك نظام سیاسی

2-  چاره اندیشی برای تنش حاصل از ناموزونی توسعه در بستر نظام اقتصادی

3-  التزام به ترمیم و حفاظت محیط زیست در بستر یك نظام تولیدی

4-  فراهم سازی الگوهای پایداری از تجارت مالی در بستر یك نظام دانش فنی

5-  ایجاد الگوهایی از تجارت و دارایی در بستر یك نظام بین المللی

6 -  وجود انعطاف پذیری و خود اصلاحی در بستر یك نظام مدیریتی

بر این اساس توسعه پایدار شهری در تكوین مفاهیم زیر جنبه كارآمدی به خود می‌گیرد :

الف) بستر سازی عدالت اجتماعی و شهروندی

ب) بسترسازی مشاركت شهروندی و همبستگی اجتماعی

پ) بسترسازی تقویت بنیان نهادهای اجتماعی و بنیان خانوادگی

ث) رویكرد استراتژیك بر پایداری توسعه پایدار شهری

ج) گسترش آداب و فرهنگ شهرنشینی

چ) مساعدت و سازماندهی ارگانهای دولتی و خصوصی

ح) كارآمدسازی سیاستها و برنامه‌های سیاست‌گذاری در حوزه كلان شهری

خ) گسترش حقوق شهروندی و بهینه سازی مناسبات مدنی.

ادامه دارد.





ارسال در تاریخ سه شنبه 26 مرداد 1389 توسط محمد رضا دردایی
قالب وبلاگ